اثر ادبی

شمارهٔ ۶

ابوالحسن فراهانی•غزلیات ناتمام•وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
♡
۰

به دشمنش نظر است به دوستان کین است

کسی نیافت که او را چه رسم و آیین است

۱

کند ز خشت لحد بالش و نمی داند

اسیر او که سرش در کدام بالین است

۲

به احتیاط کنم گریه زآن که خانه چشم

به طفل های سرشکم همیشه رنگین است

۳

غزال چشم تو ای چشم بد زرویت دور

به زیر ابرو پرچین غزاله پر چین است

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…