۰
به دشمنش نظر است به دوستان کین است
کسی نیافت که او را چه رسم و آیین است
۱
کند ز خشت لحد بالش و نمی داند
اسیر او که سرش در کدام بالین است
۲
به احتیاط کنم گریه زآن که خانه چشم
به طفل های سرشکم همیشه رنگین است
۳
غزال چشم تو ای چشم بد زرویت دور
به زیر ابرو پرچین غزاله پر چین است
نظرهای خوانندگان ۰
برداشت، حس یا جملهای کوتاه درباره این شعر بنویسید.
خواندن نظرها برای همه آزاد است؛ ارسال نظر برای کاربران واردشده فعال میشود.