اثر ادبی

شمارهٔ ۱۷

آشفتهٔ شیرازی•غزلیات•وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)
♡
۰

از شوق گل رویت رفتم به گلستان‌ها

همرنگ رخت یک گل نشکفته به بستان‌ها

۱

از خار جفا بلبل مجروح ببوی گل

گلچین به طرب از گل انباشته دامان‌ها

۲

با نوگل بستانی بلبل به نواخوانی

من یاد تو می‌کردم با ناله و افغان‌ها

۳

یاقوت لب لعلت تا در کف غیر افتاد

من ریختم از حسرت از دیده چه مرجان‌ها

۴

تا کرده کنار از من آن گوهر یکدانه

از اشک روان دیده دید است چه طوفان‌ها

۵

هستند گواه من دستان خضاب از خون

کان سنگدلان خونم خوردند به دستان‌ها

۶

تا از حشم لیلی شاید که نشان یابم

مجنون‌صفتم هرروز در طوف بیابان‌ها

۷

کی حال دلم دانی در حلقه گیسویش

ای آنکه نگردیدی گوی خم چوگان‌ها

۸

آن دل که پریشانست از زلف پریشانی

حاشا که برآساید از سنبل و ریحان‌ها

۹

گر ترک کماندارت در قصد دل ما نیست

هر سوز مژه در کف دارد ز چه پیکان‌ها

۱۰

از زلف پریشانت صد سلسله آشفته

وز چاک گریبانت صد چاک گریبان‌ها

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…