اثر ادبی

شمارهٔ ۱۹

آشفتهٔ شیرازی•غزلیات•وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
♡
۰

کمانداری که نتواند کشیدن کس کمانش را

مرا سینه هدف گردیده تیر امتحانش را

۱

بود در کاروان مصر گر پیراهن یوسف

سزد جا دیده یعقوب گرد کاروانش را

۲

ننوشم آب از کوثر نجویم چشمه حیوان

به کام دل ببوسم گر شبی شیرین‌دهانش را

۳

اگر نه کوی سیمین سرین آویزه‌اش بودی

ز موی فرق کی فرقی بدی موی میانش را

۴

کهن نخلم شود برنابرم از خاربن خرما

اگر پیرانه‌سر خدمت کنم نخل جوانش را

۵

بپیش قاضی و مفتی به خون خود دهم فتوی

که نتواند بگیرد در قیامت کس عنانش را

۶

به جای ناله و زاری کند از سرو بیزاری

اگر قمری ببیند در چمن سرو چمانش را

۷

بد عهد و پیمان را نشاید وصل جانان را

کند هرکس دریغ اندر طریق عشق جانش را

۸

دل آشفته بیرون کن ز چین و زلف و خوش بنشین

بگو این نکته در گوش آن حریف نکته‌دانش را

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…