اثر ادبی

شمارهٔ ۲۲

♡
۰

گر این کرشمه بود آن نگار ترسا را

سزد که سجده کنم بعد از این کلیسا را

۱

کشان‌کشان ز حرم شیخ را به دیر آرد

دهد چه تاب خم طرهٔ چلیپا را

۲

به حی چه جلوه کند با جمال جان‌افزا

به عشوه سازد مجنون خویش لیلا را

۳

به مصر اگر گذرد با لب شکرافشان

ز مهر یوسف دل برکند زلیخا را

۴

به پردهٔ دل وامق خیالش ار گذرد

ز خویشتن طلبد عذر عشق عذرا را

۵

ز عکس رویش یک پرتو آتش موسی

ز لعل اوست دم جان‌فزا مسیحا را

۶

شکست رونق اسلام ابروان کجش

چو ذوالفقار دو سرپشت خیل اعدا را

۷

چو ذوالفقار همان تیغ آبدار که بود

به کف به روز دغا شیر دشت هیجا را

۸

علی وصی رسول آنکه در صباح غدیر

نبی به شأنش فرمود کنت مولا را

۹

از آن زمان که زمین حرم شدش مولد

شرق به گنبد خضراست سطح غبرا را

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…