✦ موتور جست‌وجوی فلانجا

جست‌وجوی شعر و شاعر

نتایج برای«سعدی»

نام شاعر، عنوان اثر، یک مصرع یا ترکیب «نام شاعر + شماره غزل» را وارد کنید.

⌕
پاک کردن
✦

شاعران ۱

چهره‌های مرتبط با جست‌وجوی شما

❖

آثار ۳۶

آثاری که با عبارت و فیلترهای شما هم‌خوان‌اند

✒
سعدی
ملک‌الشعرا بهار•مسمطات

سعدیا چون تو کجا نادره‌گفتاری هست؟

←
✒
شمارهٔ ۷
سعدی•المضحکات

فقیری در مُستَحَم تیز بلند می‌داد. طبلی به پسرکی داد که: «چون من به مستحم رَوَم تو طبل بزن تا آوازِ تیزِ من نیاید». پس هرگاه که آوازِ تیز بلندتر…

←
✒
شمارهٔ ۶
سعدی•المضحکات

وقتی شخصی را کیر پیدا شد، سیاه بود. پسرش پرسید که «چرا چنین سیاه است؟» گفت: «از بس که در کُس مادرت نهاده‌ام». روز دگر دست به ریش فرود آورد که: «ر…

←
✒
شمارهٔ ۵
سعدی•المضحکات

شخصی نشسته بود و کیرش پیدا بود. پسر گفت: «بابا این چیست؟» گفت: «پای بابای توست». گفت: «این پای را کفش کجاست؟» گفت: «مادرت کهنه طرطوسی دارد که گاه…

←
✒
شمارهٔ ۴
سعدی•المضحکات

مسخره‌ای را طفلی به وجود آمد؛ به دکان عصّاری رفت تا روغن و شیره بخرد. عصّار زر بِستَد و بول در ظرفش کرد و بداد. مسخره را چون طفل به خانه رفت و آن…

←
✒
شمارهٔ ۳
سعدی•المضحکات

شخصی با شیر جنگ می‌کرد، شیر نعره می‌زد و تیز می‌داد و دم می‌جنبانید. پرسیدند: چرا نعره می‌زنی؟ گفت: تا آدمی بترسد. گفتند: چرا تیز می‌دهی؟ گفت: من…

←
✒
شمارهٔ ۲
سعدی•المضحکات

گفت: «هر کس امشب دو رکعت نماز بگذارد، او را حوری‌ دهند که بالای او از مشرق به مغرب باشد». کسی گفت: «من این نماز نکنم و این حوری را نمی‌خواهم». گف…

←
✒
شمارهٔ ۱
سعدی•المضحکات

شخصی از فقیهی سؤال کرد که مرا آفتابه‌ای هست شکسته، چون از ریدن فارغ می‌شوم آفتابه تهی می‌گردد. گفت: اول استنجا کن بعد از آن قضای حاجت.

←
✒
المجلس الثالث
سعدی•المجالس فی الهزل و المطایبات

چنین می‌فرماید صاحب السّیف و الفرَس و الحِنطت و العَدَس و الرُّمح و التَّرَس و البطّ والکرکس برقُ الدّین، رعدُ الاسلام و المسلمین، کاشف الآن و ال…

←
✒
المجلس الثانی
سعدی•المجالس فی الهزل و المطایبات

حَدّثنا شیخُنا النَسناس ابوالوسواس. قال اَخبَرنا ابو شحمة الکوفی، قال اَخبرنا ابو زافر، قال اَخبرنا صاحب الوسواس الخنّاس الملاعنه و سید الفراعنه…

←
✒
المجلس الاول
سعدی•المجالس فی الهزل و المطایبات

العن الشّیطان و اشتم الحیطان لعناً لایَسعه الزّمان و شتماً لا یحمِلُه الدَّوران الّذی جمع بَینَنا و بَینَ النِّسوان لَحماً یجمَع بین الرِّجال ِ و…

←
✒
شمارهٔ ۵۴ - حکایت
سعدی•خبیثات

آن شنیدی که در بلاد شمال

←
✒
شمارهٔ ۵۳ - حکایت
سعدی•خبیثات

عارفی چشم دل به رویی داشت

←
✒
شمارهٔ ۵۲
سعدی•خبیثات

هرکه در کودکی بخورد ذکر

←
✒
شمارهٔ ۵۱
سعدی•خبیثات

ای خواجه اگر با خرد و تمکینی

←
✒
شمارهٔ ۵۰
سعدی•خبیثات

گر بر سر بوق من نشینی

←
✒
شمارهٔ ۴۹
سعدی•خبیثات

ای فتنهٔ دلبران یغما

←
✒
شمارهٔ ۴۸
سعدی•خبیثات

خوش بود عیش با شکر دهنی

←
✒
شمارهٔ ۴۷
سعدی•خبیثات

تو را من دوست می‌دارم که یک شب

←
✒
شمارهٔ ۴۶
سعدی•خبیثات

می‌رفت و هزار دیده با او

←
✒
شمارهٔ ۴۵
سعدی•خبیثات

خواستم تا زُحَلی گویم و منحوس تو را

←
✒
شمارهٔ ۴۴
سعدی•خبیثات

خوش بود دلبستگی با دلبری

←
✒
شمارهٔ ۴۳
سعدی•خبیثات

آفتابی و نور می‌ندهی

←
✒
شمارهٔ ۴۲
سعدی•خبیثات

گر خوب‌تر از روی تو باغی بودی

←
✒
شمارهٔ ۴۱
سعدی•خبیثات

تا دل ندهی به خوب‌رویان

←
✒
شمارهٔ ۴۰
سعدی•خبیثات

جامع هفت چیز در یک روز

←
✒
شمارهٔ ۳۹
سعدی•خبیثات

ماه منظور آن بت زیبای من

←
✒
شمارهٔ ۳۸
سعدی•خبیثات

تا چه آید بر من از حمدان من

←
✒
شمارهٔ ۳۷
سعدی•خبیثات

بشنو سخن فراخ و دل تنگ مکن

←
✒
شمارهٔ ۳۶
سعدی•خبیثات

دو منظور موافق روی در هم

←
✒
شمارهٔ ۳۵
سعدی•خبیثات

روزی شنیده‌ام که زنی شوخ و جنگ‌جوی

←
✒
شمارهٔ ۳۴
سعدی•خبیثات

آمد به نماز آن صنم کافرکیش

←
✒
شمارهٔ ۳۳
سعدی•خبیثات

روی زیبای و جامهٔ دیبا

←
✒
شمارهٔ ۳۲
سعدی•خبیثات

همجنس خویش می‌طلبی در جهان کسی

←
✒
شمارهٔ ۳۱
سعدی•خبیثات

عمرت دراز باد که کوته کنی نفس

←
✒
شمارهٔ ۳۰
سعدی•خبیثات

ای دیده، به هَرزه لؤلؤ ناب مریز

←
⌘

ابیات و سطرها

جست‌وجوی Full‑Text در متن شعر و نثر

در حال جست‌وجو در متن گنجینه…